X
تبلیغات
رایتل

کتابخانه و سیستم جدید  چاپ

تاریخ : جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 در ساعت 04:46 ب.ظ

بعد از مدت ها رفتم کتابخانۀ مجلس. به خاطر وقت اضافه ای که ما بین کلاس هایم بود برای استفادۀ بهینه از وقت، رفتم کتابخانۀ ارشاد که هم کتاب بخوانم هم چند تا کتاب امانت بگیرم ببرم. مثل بیشتر وقت ها، سیستم هایشان قطع بود. گفتم حالا که تا اینجا آمده ام بروم کتابخانۀ مجلس کتاب بخوانم. همین که وارد شدم دیدم مردی وسط چمن ها نماز می خواند! فهمیدم که تحولات زیادی اتفاق افتاده و یکی از آنها این است که نمازخانه وجود ندارد.


ادامه ...

عید دیدنی  چاپ

تاریخ : یکشنبه 11 فروردین‌ماه سال 1392 در ساعت 08:54 ب.ظ

امروز عصر رفتم خانۀ دکتر جنیدی. خانه اش بوی قدیم را می دهد؛ بوی آجیل های سنتی و خشکبارهای دست ساز و خوشمزه را. بدون وجود شیرینی های مضر و میوه های گران قیمت سفرۀ پر و پیمان و خوشمزه ای دارد. چلغوز هم مثل همیشه توی سینی مسی استاد بود. 

ادامه ...

کابوس(داستان)  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1392 در ساعت 05:01 ب.ظ
صدای آهنگ کلافه ام کرده در بسته است اما صدا می آید بیرون می خواهم کتاب بخوانم نمی توانم می خواهم بنویسم نمی توانم . از صبح رفته توی اتاق در را بسته نه بیرون می آید نه من جرات می کنم بروم تو. آخر باهم قهریم . خیلی وقت است گمانم سه سالی میشود حالا دیگر مثل سایه می آید و می رود نگاهش نمی کنم نگاهم نمی کند. ادامه ...