X
تبلیغات
زولا

زندگی مسالمت آمیز با اجنه  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 22 آبان‌ماه سال 1393 در ساعت 12:39 ق.ظ
عینکم گم شده، چند روزی است . مثل همه چیزهایی که خود به خود گم می شود و خودش پیدا می شود. دوباره پس از جست و جویی طولانی در خانه، نشسته ام و زیر لب می گویم، «هر چی بردی بیار بذار سر جاش، جن شیطون!»شوخی دارد انگار. بار اولش که نیست . نمی دانم عینک به چه دردش می خورد. جن ها عینک هم می زنند؟ اصلا چشمهایشان کجایشان است؟! توی این فکر ها هی حرفم را تکرار می کنم تا این که یکباره چشمم می افتد روی میز درست کنار لب تاب ، شیشه های عینک برق می زند! ذوق می کنم و تا می آیم برش دارم طرح انگشت عجیب غریبی را روی یکی از شیشه هایش می بینم. می گویم،«حالا که جن خوبی هستی بیا کمک کن این کارا زودتر تموم بشه »هنوز حرفم تمام نشده که می بینم حروفی که تایپ می کنم با سرعت زیادی روی صفحه می دود، در هم می شود و کلمات عجیب غریب می سازد. یادم نبود اجنه تایپ کردن بلد نیستند. ول کن هم که نیست. حالا چه کار کنم؟!
برچسب‌ها: عینک، جن، تایپ
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد