X
تبلیغات
رایتل

نقدهای ترشیده  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1392 در ساعت 01:54 ق.ظ

همۀ فایل هایم پر از مقاله و نقدهای  نیمه کاره است. همه کاغذهای دور و برم پر از نوشته های بی فایده.هی فایل ها را باز می کنم نگاه می کنم؛ بوی ترشیدگیشان همه جا را بر می دارد چند سال است همینطور مانده اندو تاریخ مصرفشان گذشته. نقد رمانهای چند سال پیش به چه درد می خورد؟ هر چه نقد بوده تا به حال نوشته شده این وسط من چه بگویم؟ گیرم که نقد من متفاوت باشد، اصلا این مقاله ها را مگر می توانم تمام کنم؟اگر می شد که تا حالا شده بود. یک زمانی کتابخانه شده بود پاتوقم و نوشتن شده بود همۀکارم. اما چند سالی است که هر وقت تصمیم می گیرم بروم کتابخانه تحقیقی کنم و چیزی بنویسم، تصادفا همانروز حالم بد می شود و تشخیص می دهم توی خانه بمانم. اگر هم گاهی گذارم به کتابخانه بیفتد،تصادفا آنروز هوای کتابخانه غیر قابل تحمل است یا خیلی گرم است یا خیلی سرد. اگر همه چیز خوب باشد آنوقت کتابها بو می دهند بوی کتاب حالم را به هم می زند! اصلا با این شرایط مگر می شود کار کرد؟یه وقتهایی هم به خودم می گویم حالا مثلا نوشتی که چه؟ اینهمه نوشتی چه شد؟کجا را گرفتی؟ بعد می بینم که هیچ جا و به خودم می گویم اصلا نوشتن مزخرف ترین کار دنیاست! حالا می گویم خدای نکرده یکوقت اینها به این دلیل نباشد که سرم به یک جایی خورده و دیگر نمی توانم بنویسم؟

برچسب‌ها: نقد، ترشیده
نظرات (1)
اینطور که ما می بینیم شما هر روز تو نوشتن بهترید از روز پیش.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد